@نوعى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوعى نوعى پرگار که براى ... نوعى پرده پارچه اى ... نوعى پرستو که لانه ... نوعى پرنده آبزى از ... نوعى پرنده از تيره ... نوعى پروانه نوعى پروتئين ساده نوعى پستاندار شب خيز نوعى پشه از جنس انوفل ... نوعى پنگوئن نوعى پنگوئن يا بطريق نوعى پنير نوعى پنير چرب نوعى پنير دلمه شده نوعى پودينگ که محتوى ... نوعى پيانو نوعى پيمانه قديمى ذغال ... نوعى چپق سرخ پوستان نوعى چاپ عکاسى که ... نوعى چاشنى غذا و سالاد نوعى چاى سبز چينى نوعى چرم نرم نوعى چنگ که مانند ... نوعى چيت پشت نما نوعى چيت محکم واژه هاى شامل نوعى ـ (397) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16