@نوعى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوعى نوعى ژاکت آستين دار نوعى ژاکت باشلق دار ... نوعى گاز بى اثر نوعى گاوچشم يا گل مينا نوعى گره طناب نوعى گل کلم نوعى گل زبان در قفا نوعى گل ساعت نوعى گلابى نوعى گنجشک نوعى گندم سرخ به نام شعير ابليس نوعى گوساله گوشت قرمز ... نوعى گوسفند کوهى آمريکايى نوعى گياه با دوام نوعى گياه بالا رونده از تير نوعى گياه مخوص برزيل نوعى کائولين نوعى کارد بزرگ که ... نوعى کاغذ نازک نوعى کاغذ نازک شفاف ... نوعى کالباس نوعى کالسکه يا درشکه نوعى کاهو نوعى کت پشمى يا ابريشمى ورزشى نوعى کترى فلزى واژه هاى شامل نوعى ـ (397) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16