@نوعى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوعى نوعى کوسه ماهى نوعى کيک نوعى کيک کوچک نوعى کيک ميوه دار نوعى کيک يا نان شيرمال نوعى کيف سبک سفرى نوعى آب نبات نوعى آب نبات پاستيل نوعى آبگوشت نوعى آبگوشت سبزى دار روسى نوعى آبجو نوعى آبجو انگليسى نوعى آبجو قوى نوعى آتش بازى نوعى آتشبازى چرخنده نوعى آتشبازى که شکل ستاره دارد نوعى آفت پنبه نوعى آلت بادى موسيقى نوعى آلت شکنجه قديمى ... نوعى آلت شکنجه مرکب ... نوعى آلت موسيقى نوعى آلت موسيقى که ... نوعى آلت موسيقى بادى نوعى آلت موسيقى شبيه پيانو نوعى آلت موسيقى شبيه ناى واژه هاى شامل نوعى ـ (397) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16