@نوعى@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوعى نوعى آهنگ و رنگ رقص نوعى آواز نوعى اکسيژن آبى کمرنگ ... نوعى ابروسيا نوعى ابريشم خام نوعى اردک دريايى نوعى ارغنون نوعى از پلاسموديدها ... نوعى از گويچه هاى ... نوعى اسباب بازى بچگانه نوعى استعاره نوعى اقاقياى بلند نوعى الماس کدر نوعى الماس بيضى يا گلابى شکل نوعى انگور نوعى انبر يا قندگير نوعى انحراف جنسى که ... نوعى انحرافات جنسى که ... نوعى اورانيت نوعى باز يا قوش غارتگر نوعى بازى نوعى بازى چکرز نوعى بازى گنجفه نوعى بازى بچگانه نوعى بازى با گوى و حلقه واژه هاى شامل نوعى ـ (397) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}