@نويسنده@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نويسنده تاريخ و نشانى نويسنده کاغذ ... اخلاقى يک نويسنده يا مکتب ... سبک بخصوص نويسنده سخنران يا نويسنده باذوق شيوه ويژه هر نويسنده ... افکار و تفسيرات نويسنده منتشر شده پس از مرگ نويسنده منسوب به نويسنده يا مولف نام مستعار نويسنده ... اى که نويسنده يا دانشمندى ... نوک نويسنده نويسنده اشعار اپرا نويسنده انجيل متى نويسنده بد نويسنده بويژه نويسنده مزدور نويسنده تازه نويسنده خيالپرست نويسنده زن نويسنده سرمقاله روزنامه نويسنده شرح حال مقدسين نويسنده شعر و آثار ادبى زيبا نويسنده غير وابسته نويسنده مزدور نويسنده مطالب قبيح يا ... نويسنده مطالب مختلف واژه هاى شامل نويسنده ـ (38) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}