@نويسى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نويسى پشت نويسى کردن ... سبک مغلق نويسى شاعر يونانى ... گزارش نويسى کاغذ نويسى کردن کوتاه نويسى آلت ريز نويسى ادوات برنامه نويسى اسم نويسى باز نويسى برنامه نويسى برنامه نويسى پيمانه اى برنامه نويسى بهينه برنامه نويسى تدافعى برنامه نويسى خودکار برنامه نويسى درهم برنامه نويسى ساخت يافته برنامه نويسى سيستم برنامه نويسى مطلق برنامه نويسى نمادى ترتيب لغت نويسى تزيينات يا خصوصيات خط نويسى شخص تمام نويسى تمثيل نويسى تند نويسى تند نويسى از روى صدا واژه هاى شامل نويسى ـ (73) : 1 , 2 , 3