@نوک@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوک پنجره نوک تيز پوتين نوک برگشته ... و واقع در نوک چيزى و بالايى ... چوب نوک تيز چوب نوک تيزى که براى ... چيز نوک تيز گرده با نوک ثابت کارد دسته دراز و نوک برگشته ... زنانه اى که نوک جلو آمده اى ... کلاه نوک تيز آماس نوک پستان اتوى داراى دو نوک تيز و دسته ... از نوک پستان خوردن با چوب نوک تيز نشان دادن با چيز نوک تيز سوراخ کردن با چيز نوک تيز فرو کردن با ضرب نوک انگشت يا ناخن با ميخ نوک تيز فشار دادن با نوک بردارنده با نوک ثابت با نوک متحرک برآمدگى نوک دار به صورت نوک تيز درآمدن بى نوک تليله نوک دراز واژه هاى شامل نوک ـ (124) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}