@نياز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نياز پردازش بر اساس نياز پيش نياز ابزارهاى مورد نياز برنامه نويسان ... بدون نياز به تمبر زدن برون بى نياز بى نياز بى نياز از تخم نر بى نياز از توصيف بى نياز از غير بيش از ظرفيت يا نياز توليد کردن رفع نياز کردن ناز و نياز کردن ... کلمه مورد نياز را بسازد نياز داشتن نياز شديد