@نيرومند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيرومند اتومبيل نيرومند و جنگى آمريکا بسيار نيرومند داراى فکر نيرومند مرد قوى و نيرومند نيرومند کردن نيرومند ساختن نيرومند شدن نيرومند و درشت هيکل هر چيز عظيم الجثه و نيرومند