@نيروى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيروى پرواز کردن بدون نيروى موتور پليس نيروى دريايى پيدايش نيروى درونى پيشروى توسط نيروى خويش گرايشى که نيروى جاذبه زمين ... ... سال در نيروى دريايى کار ... آلت سنجش نيروى کشش و فشار ... اداره کشور به وسيله نيروى پليس اداره ى نيروى دريايى ... تعليمات نظامى نيروى دريايى ... وسيله آن نيروى موتور اتومبيل ... استوار ارشد نيروى زمينى افسر پزشک نيروى هوايى افسر جزء نيروى هوايى که ... ... و مخابرات نيروى دريايى اندازه گيرى نيروى برق بر ... با نيروى تازه ... فاصل بين نيروى متخاصم و ... ... شيميايى بر اثر نيروى تابشى تشعشع ناگهانى نيروى خورشيد ثبت تغييرات نيروى اشعه ى خورشيد جاده صاف کن داراى نيروى بخار ... وجود دو نيروى متعادل ايجاد ... حرکت توسط نيروى خود ... مايع به وسيله نيروى برق واژه هاى شامل نيروى ـ (139) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}