@نيزه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيزه پرتاب نيزه پرش با نيزه چوب نيزه با نيزه پريدن با نيزه خاردار ماهى گرفتن با نيزه زدن با نيزه سوراخ کردن بارهنگ نيزه اى دسته چوبى نيزه سرباز نيزه دار شبيه نيزه ضربت نيزه فرو بردن شمشير يا نيزه قلاب يا نيزه خاردار ماهى گيرى مسابقه نيزه سوارى ميدان مبارزه نيزه بازان و ... نوک نيزه نيزه کوچک نيزه انداز نيزه اى نيزه اى که سر آن ... نيزه اى شکل نيزه بازى سواره نيزه خاردار مخصوص صيد ... نيزه دار واژه هاى شامل نيزه ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}