@نيم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيم پشم نيم رشته پنجره نيم گرد کوچک پيش از نيم روز پيشوندى است به معنى نيم و نصف پيمانه وزن مايع معادل نيم کوارت پيمانه وزنى برابر نيم گالن گنبد نيم گرد ... باز و از نيم پائينش جدا مى ... کسى که نيم بدنش فلج است کسى که نيم سهم مى برد ابريشم نيم تاب انواع حشرات از راسته نيم بالان با چشم نيم باز نگاه کردن بارى نيم خودکار بدون نيم پرده ى ميان آهنگ به شکل نيم ماه تصوير نيم تنه جانورى که نيم بدنش شير ... ... گاو و نيم ديگرش انسان ... جريان نيم گزينش جلو نيم تنه پنبه دار حرف نيم صوتى حشرات نيم بال حشره اى نيم بال داراى يک وتد و نيم واژه هاى شامل نيم ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}