@نيمه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيمه پنير نيمه نرم چرب داراى بوى تند کت نيمه رسمى مردانه ... مرحله مسابقات نيمه نهايى رسيده اسکناس نيمه امتحان نيمه سال جسم نيمه هادى ... و سنگ هاى نيمه خاک شده مى ... خوک نيمه وحشى دو رگه ... ... افق در نيمه شب تابستان داراى برگ هاى نيمه سبز در فصل ... در نيمه راه توقف کردن درد نيمه سر دوره نيمه نهايى سراب زرد نيمه شيرين عبادت نيمه شب فلج نيمه بدن فيلم سينمايى نيمه مستند مربوط به دوره نيمه نهايى مربوط به فلج نيمه بدن مردم نيمه چادرنشين مردماهى مخلوق نيمه ماهى و ... مسلسل خودکار يا نيمه خودکار موجود نيمه انسان و نيمه بز ... نازک شفاف يا نيمه شفاف که هوا ... نوعى تفنگ نيمه خودکار واژه هاى شامل نيمه ـ (103) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}