@نيمکت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيمکت کسى که در نيمکت يا در سالن ... در نيمکت قرار گرفتن روى نيمکت يا مسند قضاوت ... صندلى يا نيمکت دسته دار دو نفرى نوعى نيمکت دراز نيمکت گذاشتن نيمکت کار نيمکت راحتى نيمکت زير الوار آماده ... نيمکت مبلى نرم و فنرى