@نيمکره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نيمکره چهار ستاره درخشان نيمکره جنوبى ... نفوذ اروپا در نيمکره غربى قسمت قدامى دو نيمکره مخ نوار سفيد زير نيمکره هاى مغز نيمکره شرقى نيمکره غربى نيمکره غربى يا دنياى جديد