@نژاد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نژاد پاک نژاد پرورش نژاد انسان يا حيوان ... پست نژاد پير شدگى نژاد پيوند دو نژاد گوسفند نژاد لينکلن شاير ... اثرات يک نژاد به وسيله ... از نژاد آريايى از نژاد آنگلوساکسون از نژاد اسلاو از نژاد اصيل از نژاد حامى و سامى از نژاد رومى از نژاد سام بن نوح از نژاد سفيد و سياه از نژاد غيراصيل از نژاد قديم آلمانى از نژاد مختلط اروپايى و آسيايى از نژاد مختلف از نژاد نرمان از نژاد يانسب خوب از يک نژاد ايجاد کردن ... پوست با فردى از نژاد ديگر اسب مخصوص تخم کشى و اصلاح نژاد اصلاح نژاد کردن واژه هاى شامل نژاد ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}