@نژاد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نژاد اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل اصلاح و پرورش نژاد در طى زمان بيمناک از نژاد سياه ... درجنس يا نژاد ايجاد مى ... توليد شده در اثر آميزش نژاد جانور يا گياه خوش نژاد جنس فرعى از يک نژاد ... براى اصلاح نژاد نگهدارى مى ... خوک سفيد از نژاد يورکشاير خوش نژاد داراى نژاد مخلوط ... وراثبت يا نژاد بحث مى ... ... باره فساد و خرابى نژاد سگ کوچک ايرلندى از نژاد ترير سگ ترى ير آلمانى نژاد طرفدار جدايى نژاد سفيد و سياه علم اصلاح نژاد انسان قوم صرب از نژاد اسلاو مار تيز دندان از نژاد افعى ... فرهنگ يک قوم و نژاد مربوط به نژاد انگلستان مربوط به نژاد حام مردمى از نژاد آلتايى اورال ... و تناسل و اختلاط نژاد نژاد پرست واژه هاى شامل نژاد ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}