@نژاد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نژاد نژاد پرستى نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگليس نژاد گوسفند سفيد رنگ انگليسى نژاد کلت يا سلت نژاد آريايى قفقازى نژاد اکد يا اکاد نژاد اسلواک ساکن قسمت ... نژاد انگليسى و ساکسونى نژاد انسان نژاد برتر نژاد خالص نژاد خرگوش هاى بزرگ ... نژاد خوک سياه آمريکايى نژاد دور افتاده يا ... نژاد زن نژاد سفيد پوست نژاد سلت نژاد سياه موى سبزه روى نژاد شناس نژاد شناسى نژاد شناسى سامى نژاد قديمى ژرمن نژاد ماکيان خانگى بزرگ نژاد مختلط آمريکايى ... نژاد يا شخص غالب واژه هاى شامل نژاد ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}