@نژادى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نژادى پير نژادى چند نژادى گياه يا نژادى از گياه ... آميزش نژادى کردن اصلاح نژادى اصلاح نژادى کردن به نژادى بين انواع نژادى بين نژادى تکامل نژادى تاريخ نژادى جانور يا گياه تبعيض نژادى تبعيض نژادى قائل شدن تبعيضات نژادى خصوصيات نژادى خصوصيت نژادى ... متعدد و مشابه چند نژادى داراى صفات اصلى و نژادى طرفدار برترى نژادى طرفدار تفوق نژادى سفيد پوستان ... اثر ساختمان نژادى و ارثى عقيده برترى نژادى آلمان فرهنگ نژادى فساد نژادى در اثر حفظ ... لوازم قهرى بسط و توسعه نژادى واژه هاى شامل نژادى ـ (29) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}