@نگارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نگارى پيکر نگارى آسمان نگارى آمار نگارى از راه دور نگارى انگشت نگارى انگشت نگارى کردن انگشت نگارى از پا انگشت نگارى يا نگارش ... برق نگارى ... مطالب در روزنامه نگارى تصوير نگارى تند نگارى داده نگارى رمز نگارى رنگ نگارى روزنامه نگارى روزنامه نگارى کردن زلزله نگارى سليس نگارى سنگ نگارى ... اى از پرتو نگارى که با استفاده ... صدا نگارى صورت نگارى قلب نگارى قوم نگارى واژه هاى شامل نگارى ـ (34) : 1 , 2