@نگاه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نگاه با تسمه بستن با تسمه نگاه داشتن با دقت نگاه کردن با شگفتى نگاه کردن با لنگر بستن يا نگاه داشتن با نگاه رشگ آميز براى آينده نگاه داشتن براى يدکى نگاه داشتن ... در رودخانه نگاه مى دارد ... ويترين مغازه نگاه کردن ... هاى تلويزيونى نگاه کردن به رسم يادگار نگاه داشتن به وسيله لوله باز نگاه داشتن به يادگار نگاه داشتن بى خيال نگاه کردن بيرون نگاه داشتن از ... اى براى نگاه داشتن کاغذ ... ... آبزى را زنده نگاه دارند ... انباردارى براى نگاه داشتن چيزى خنک نگاه داشتن خيره نگاه کردن داراى نگاه خيره داراى نگاه زنانه در چهار ديوار نگاه داشتن در آغل نگاه داشتن در بايگانى نگاه داشتن واژه هاى شامل نگاه ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5