@نگهدارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نگهدارى جاى نگهدارى خاکستر مردگان ... اصلاح نژاد نگهدارى مى شود در اصطبل نگهدارى کردن ظرف مخصص نگهدارى آثار مقدس ... قابل حفظ و نگهدارى قابليت نگهدارى قدرت نگهدارى محل نگهدارى کودکان محل نگهدارى بنزين محل نگهدارى نامه هايى ... محل نگهدارى نامه هايى ... ... پرورش و نگهدارى زنبور عسل نگهدارى کردن نگهدارى کردن از نگهدارى سوابق نگهدارى و دفاع کردن از هزينه نگهدارى و تعمير