@ها@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ها ... کار بردن در جاده ها ... هيستامين دربافت ها مى شوند ميز مخصوص شن بازى بچه ها ... شکستن دروازه ها و غيره ميله ها ... که چينى ها براى خوردن ... نگاهداشت پرونده ها ... سيرک و نمايشگاه ها مى باشد نشانگر انت هاى داده ها نشاندادن واژه ها به صورت مصور نظارت کننده بر کار برده ها نظريه مجموعه ها ... بردارى از کوه ها و ارتفاعات زمين نمايش سايه ها ... و ارتفاع سلول ها از هم نوشته ها و اصطلاحات عاشقانه ... آبزى از خانواه آبچليک ها نيمه ها ... شکارچى که تازى ها را با شلاق ... وابسته به پيگمى ها وابسته به کالج ها ... طرف کوه ها و ارتفاعات ... وابسته به کليه ها وابسته به ارزش ها يا علم ارزش ... وابسته به خدايان دروغى و بت ها واژه هاى شامل ها ـ (240) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10