@ها@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ها ... کار بردن در جاده ها ... هيستامين دربافت ها مى شوند ميز مخصوص شن بازى بچه ها ... شکستن دروازه ها و غيره ميله ها ... که چينى ها براى خوردن ... نگاهداشت پرونده ها ... سيرک و نمايشگاه ها مى باشد نشانگر انت هاى داده ها نشاندادن واژه ها به صورت مصور نظارت کننده بر کار برده ها نظريه مجموعه ها ... بردارى از کوه ها و ارتفاعات زمين نمايش سايه ها ... و ارتفاع سلول ها از هم نوشته ها و اصطلاحات عاشقانه ... آبزى از خانواه آبچليک ها نيمه ها ... شکارچى که تازى ها را با شلاق ... وابسته به پيگمى ها وابسته به کالج ها ... طرف کوه ها و ارتفاعات ... وابسته به کليه ها وابسته به ارزش ها يا علم ارزش ... وابسته به خدايان دروغى و بت ها واژه هاى شامل ها ـ (240) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}