@هاى@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هاى ... اى از رشته هاى شيشه اى که ... توده هاى عظيم گاز و ... توده هاى معلق درمايع ... افراد يا شرکت هاى معدودى ... کننده سلول هاى جديد به ... ... بدخيم سلول هاى مغز استخوان تيرها و پايه هاى چوبى و فلزى ... ... با گل هاى گوناگون آراسته ... ... يا برآمدگى هاى بدن موجوداتى ... تيم هاى کودکان يا تازه کارها ... داراى مو هاى کرک مانند ... تخم در انت هاى کيسه ى جنينى ... يا تاريخ هاى وابسته به ... ... عمودى ميان قسمت هاى پنجره ... در سرزمين هاى مرتفع مى ... ... کوچک بويژه پلاکت هاى خونى جعبه اسباب هاى مختلف ... خيابانها و ميدان هاى عمومى جلبک هاى فوکاسه جلبک هاى لاميناريا ... ساخت گنج هاى نهفته را ... جنگل هاى دور افتاده ... از پنگوئن هاى کوچک سواحل ... جنسى از کرم هاى پهن جنسى از ثعلب هاى آمريکايى واژه هاى شامل هاى ـ (822) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33