@هاى@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هاى داراى بال هاى دراز يا بزرگ داراى باله هاى فلس دار داراى برگ هاى شمشيرى داراى برگ هاى نيمه سبز ... داراى برگچه هاى زوجى روى ... داراى برآمدگى هاى ريز داراى برآمدگى هاى سلى داراى برآمدگى هاى مشخص داراى بريدگى هاى عمودى داراى بنگاه هاى علمى يا خيراتى داراى حفره هاى کوچک داراى حلقه هاى اشباع نشده داراى حلقه هاى الوان دردم داراى خال هاى جرب مانند داراى دانه هاى خيلى ريز داراى دانه هاى ريز داراى دست هاى پينه خورده داراى دسته هاى کرک يا پشم داراى دندانه هاى اره مانند داراى دندانه هاى ظريف داراى دندانه هاى غير منظم داراى دنده هاى باريک و نمايان داراى دنده هاى بيرون آمده داراى دو انت هاى نوک تيز داراى رگ هاى متعددو بر آمده واژه هاى شامل هاى ـ (822) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33