@هاى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هاى ارگانيسم هاى ريز فاقد ... از ب هاى چيزى کاستن از ميان سوراخ هاى ريز نفوذ کردن ازدياد گلبول هاى سفيد يک ... اسباب هاى ضربى مثل طبل و دنبک اسباب ويژه قطع لوله هاى فلزى اسبابى براى شمارش گويچه هاى خون استخوان هاى کف دست و دست استخوان هاى جدارى استخوان هاى دراز که شامل ... استخوان هاى مهره استعمال علائم و نشان هاى رمزى ... اصطلاحات يا روش هاى فنى استفاده از روش هاى آمارى در بررسى ... ... داراى برجستگى هاى متناوب اشت هاى زياد اشغال نيرو هاى جنگى ... نگاهدارى اسب هاى ديگران ... داراى قفسه هاى قفل دار ... ... مخصوص هزينه هاى خصوصى پادشاه ... از جوهر هاى منفردى تشکيل ... ... فساد دستگاه هاى ادارى و ... ... بوقوع پيشگويى هاى کتاب مقدس ... و تندرو گروه هاى حزبى افزايش ب هاى اموال واژه هاى شامل هاى ـ (822) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33