@هدايت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هدايت ... زمين آن را هدايت مى کند کسى را آگاه و هدايت کردن کنترل و هدايت دستگاهى به ... ابر هدايت اداره کردن هدايت کردن ... راديويى براى هدايت هواپيما ... پيکان مخصوص هدايت دارد و ... ... داراى قدرت هدايت فوق العاده دستگاه خودکار هدايت کشتى و ... دستگاه هدايت هواپيما به ... دوباره تربيت و هدايت کردن را هدايت کردن سواره نظام را هدايت کردن ضريب هدايت ضريب هدايت يا انتشار فن هدايت هواپيما فوق هدايت قابل هدايت قابليت هدايت قابليت هدايت برق به مقدار زياد قابليت هدايت نور قدرت هدايت متخصص در خلبانى و هدايت هواپيما موشک هدايت شوند ميزان هدايت واژه هاى شامل هدايت ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}