@هدايت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هدايت ... زمين آن را هدايت مى کند کسى را آگاه و هدايت کردن کنترل و هدايت دستگاهى به ... ابر هدايت اداره کردن هدايت کردن ... راديويى براى هدايت هواپيما ... پيکان مخصوص هدايت دارد و ... ... داراى قدرت هدايت فوق العاده دستگاه خودکار هدايت کشتى و ... دستگاه هدايت هواپيما به ... دوباره تربيت و هدايت کردن را هدايت کردن سواره نظام را هدايت کردن ضريب هدايت ضريب هدايت يا انتشار فن هدايت هواپيما فوق هدايت قابل هدايت قابليت هدايت قابليت هدايت برق به مقدار زياد قابليت هدايت نور قدرت هدايت متخصص در خلبانى و هدايت هواپيما موشک هدايت شوند ميزان هدايت واژه هاى شامل هدايت ـ (36) : 1 , 2