@هدف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هدف پرتاب تير به طرف هدف ... حيوان درجهت يا هدف معينى کامپيوتر هدف کوشش بدون هدف معين اصابت کردن به هدف زدن بدون هدف براى هدف معين به کار رفته برنامه هدف به هدف خوردن بى هدف بى هدف بودن تيرى که به هدف اصابت کند داراى هدف نهايى دوربين مخصوص هدف گيرى دشمن روال هدف زبان هدف قلب هدف مقابل هدف هدف گرا هدف گيرى هدف گيرى کردن هدف بى دفاع و آسان هدف حمله هدف داشتن هدف زندگى واژه هاى شامل هدف ـ (29) : 1 , 2