@هر@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هر هر نوع حشره از دسته نازک بالان هر نوع ساقه نرم و قابل انعطاف هر نوع سنگ سخت هر نوع سوسمار بزرگ هر نوع سيليکات آبدار هر نوع شپشه يا آفت ... هر نوع لاک پشت آبى هر نوع لباس گشاد رويى هر نوع ماشين مهرزنى و چاپ زنى هر نوع ماهى اسقومرى اقيانوسى هر نوع مجرا يا لوله هر نوع مرض قارچى پوست هر نوع مشروبات الکلى هر نوع نخلى که از ... هر نوع وسيله قطع چيزى هر نوع وسيله يا مخزن ... هر هر هر وسيله اى که با ... هر وقت هر وقت که هر وقتى هر يک هر يک که هر يک از هر يک از پنجاه حورى ... واژه هاى شامل هر ـ (312) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13