@هر@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هر هر يک از حيوانات منفرد ... هر يک از خطوط موازى هر يک از دوبال جلو ... هر يک از مشتقات پروتئين ... هر يکى وابسته به پيدايش يا اصل هر چيز ... هشت آهنگى در هر اکتاو ... کالرى در هر سانتيمتر مربع ... ... دين در هر سانتيمتر مربع وضع احکام دينى در هر دوره و عصر يک هزار دور در هر ثانيه ... مار بوده و هر کس بدانها نگاه ... واژه هاى شامل هر ـ (312) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13