@هر@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هر سطح پهن هر چيزى شامل چهاردسته اتيل در هر ملکول شامل هر چيز يا هر کس شخص مهم و برجسته در هر قسمتى شيوه ويژه هر نويسنده صداى مخصوص هر حيوان عقب هر چيزى ... هاى مشخص کننده هر چيزى علاج هر چيز ... برحسب گرم اتم در هر ليتر عمق و يا انت هاى هر عضو مجوفى عمل يا طريقه ساختن هر چيزى عنوان کوچک هر يک از صفحات کتاب فضاى اطراف هر جسمى قسمت افقى و عرضى هر چيزى قسمت ته هر چيز قسمت تيز هر چيزى که آويخته باشد قسمت صاف هر چيز قطعه کوچک و گردى از هر چيزى ... کوتاه تر که هر يک از اين ... لبه تيز هر چيزى مال هر کسى که ماليات بر هر فرد مالياتى که هر ماه بابت ... متساوى از هر نظر واژه هاى شامل هر ـ (312) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}