@هر@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هر هر چيزى شبيه ستون يا استوانه هر چيزى شبيه سرشير هر چيزى شبيه سيخ کباب هر چيزى شبيه شانه هر چيزى شبيه شلاق هر چيزى شبيه شليته هر چيزى شبيه قپان هر چيزى شبيه قايق هر چيزى شبيه قرقره هر چيزى شبيه مداد هر چيزى شبيه مهميز و سيخک هر چيزى شبيه نوک پستان هر چيزى شبيه نيشتر هر گونه هر گونه برآمدگى تيز ... هر گونه تخت خواب تاشو هر گونه حشره جهنده هر گونه نقل و انتقال ... هر کار هر کار ناجور و غير متجانس هر کاره هر کتاب يا سند مستند ... هر کتاب يا نشريه رسمى دولتى هر کجا هر کجا که واژه هاى شامل هر ـ (312) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}