@هزار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هزار اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسيح ... ظهور مجدد هزار ساله مسيح بومادران هزار برگ تن متريک يا تن هزار کيلويى جشن هزار ساله جعبه هزار پيشه داراى هزار پا در هر هزار در هزار ... عيسى پس از هزار سال ديگر اعتقاد ... ده هزار ده هزار متر ده هزار متر مربع دو هزار ساله شامل دو هزار معادل هزار کالرى بزرگ معتقد به سلطنت هزار ساله مسيح ... ثانوى مسيح پس از هزار سال ... ظهور عيسى قبل از هزار سال نيروى برق برحسب هزار ولت هزار پا هزار پايى هزار چرخه هزار گرم هزار برگ واژه هاى شامل هزار ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}