@هزار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هزار هزار بيشه هزار در هزار هزار دلار هزار سال هزار ساله هزار سوراخ هزار عدد هزار لا هزار متر هزار ميليارد چرخه هزار ميليون هزار هزارم هزار ولت ... ثانوى عيسى قبل از هزار سال ... هزارم بار يا هزار دين در هر ... يک کيلوگرم معادل هزار گرم يک هزار يک هزار دلار يک هزار دور در هر ثانيه يک هزار سال واژه هاى شامل هزار ـ (45) : 1 , 2