@هزارم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هزارم هزار هزارم هزارم ثانيه ... برابر يک هزارم بار يا ... يک هزارم يک هزارم گرم يک هزارم کيلو گرم يک هزارم کيلوگرم يک هزارم آمپر يک هزارم ثانيه يک هزارم فاراد يک هزارم ليتر يک هزارم متر يک هزارم ميکرون يک هزارم ولت