@هسته@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هسته پرتوپلاسم هسته سلول پوسته هسته ... هاى سفيد يک هسته اى خون بحث هسته اتمى بمب هسته اى به شکل هسته شدن بى هسته تجديد وضع هسته اى آغازيان ... تحولات دائمى هسته سلول تشکيل هسته دادن تغييرات متوالى هسته که منتهى ... تقسيم غيرمستقيم هسته سلول تقسيم هسته سلول به دو ... ... آبزى و تک هسته اى در آمريکا خرد هسته داراى دو هسته داراى هسته ... براى مسافرجويى هسته مى رود سلول يک هسته اى شکستن هسته اتمى ماده اساسى زمينه هسته سلولى ماده ى رنگ ناپذير هسته ى ياخته ميوه هسته دار ... سفيد خون که يک هسته دارد هستک گرد ميان هسته سلول واژه هاى شامل هسته ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}