@هضم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هضم اختلال هضم عدم هضم غير قابل هضم غير قابل هضم بودن قابل هضم قبلا هضم کردن هضم کردن هضم سريع و از روى عجله هضم شدن هضم مصنوعى به وسيله دارو و غيره هضم نشدنى هضم نشده هضم يا گوارش خود به خود وابسته به گوارش يا هضم غذا