@هفت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هفت پيشوندى است به معنى هفت کتب هفت گانه اول کتب عهد عتيق بچه کمتر از هفت سال جلد چرمى هفت تير و تپانچه حکومت هفت نفرى دست به هفت تير دسته هفت نفرى سرلوله هفت تير يا تفنگ شعر هفت وتدى شماره هفت عدد هفت غزل تهليل دار دو قافيه هفت بندى مرخصى هر هفت سال يکبار هفت پهلو هفت پهلويى هفت چيز هفت گوش هفت گوشه هفت بخشى هفت بنيانى هفت تير هفت دختر اطلس که طبق ... هفت روز هفت سال يکبار هفت ساله واژه هاى شامل هفت ـ (36) : 1 , 2