@هم@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم ... هاى شبيه به هم و متجانس ... ساختمان ظريف و به هم پيوسته ... هاى زوجى روى هم افتاده داراى خاصيت هم گاميتى ... چند انگشت به هم چسبيده داراى دوحالت متغير و جدا از هم داراى عدم هم آهنگى و توازن داراى هم زمانى در طغيان آب ... و پشت هم اندازى جلوتر ... در را با شدت به هم زدن در هم گير کردن در هم آميختن در هم بافتن در هم بافته در هم ريختن در هم شکنى در هم نفوذ کردن درهم بر هم درهم و بر هم درهم و بر هم کردن درهم و بر هم ساختن درهم و بر هم سخن گفتن درهم و بر هم يا کثيف کردن دست پاچه شدن و به هم مخلوط کردن ... محکومين که به هم زنجير شده اند واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}