@هم@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم روى هم ريختن روى هم ريختن اموال روى هم قرار گرفتن برگها روى هم قرار گرفته روى هم قرار دادن روى هم منگنه کردن ريل راه آهن خيلى دور از هم ... راه رفتن به هم مى خورند ... طورى که روى هم به شکل پله ... زندگى با هم سر هم بندى شده سر هم دادن سرعت پشت سر هم ... که کنسول هم ناميده شده سيم چهار لاى به هم پيچيده عايق سيم چهارلاى به هم پيچيده عايق شخصى که هم بامور خارجى ... صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب صداى به هم خوردن چيزى صداى به هم خوردن اجسام جامد صداى به هم خوردن اسلحه صداى به هم خوردن اشيايى ... صداى به هم خوردن دوتخته ... صداى به هم خوردن فلز ... دوتير را به هم متصل ساخته و ... واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}