@هم@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم ... و مرگ از هم گسيخته مى گردد ... عکس به هم چسبانده تشکيل ... عدم هم آهنگى عدم هم آهنگى داشتن عمل به هم چسباندن عمل هم ارزى عيناً مثل هم غذايى که هم به جاى ناشتا ... فاقد هم آهنگى کردن فرهنگ لغات هم معنى را ... ... کالاى ديگرى را هم بخرد فقدان هم آهنگى فهرست واژه هاى هم معنى قابل به هم پيوستن يا ضميمه کردن قابل هم رنگى قسمت هاى متصل به هم قطعات به هم جوش خورده قيد هم ظرفيت لبه به هم چسبيده بين شيارهاى ... لبه روى هم افتاده و متصل به هم ... کسالت و به هم خوردگى مزاج در ... ... استفراغ و به هم خوردگى حال در ... مبتلا به به هم خوردگى حال در ... مثل فلس ماهى روى هم چيدن مخلوط درهم و بر هم واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24