@هم@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم ... و مرگ از هم گسيخته مى گردد ... عکس به هم چسبانده تشکيل ... عدم هم آهنگى عدم هم آهنگى داشتن عمل به هم چسباندن عمل هم ارزى عيناً مثل هم غذايى که هم به جاى ناشتا ... فاقد هم آهنگى کردن فرهنگ لغات هم معنى را ... ... کالاى ديگرى را هم بخرد فقدان هم آهنگى فهرست واژه هاى هم معنى قابل به هم پيوستن يا ضميمه کردن قابل هم رنگى قسمت هاى متصل به هم قطعات به هم جوش خورده قيد هم ظرفيت لبه به هم چسبيده بين شيارهاى ... لبه روى هم افتاده و متصل به هم ... کسالت و به هم خوردگى مزاج در ... ... استفراغ و به هم خوردگى حال در ... مبتلا به به هم خوردگى حال در ... مثل فلس ماهى روى هم چيدن مخلوط درهم و بر هم واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}