@هم@14
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم مربوط به هم مربوط به هم بودن ... الوار را به هم مى چسباند مقاربت کننده با هم جنس خود ... همزمان بر روى هم ايجاد مى شود موى درهم و بر هم ميانه بر هم زدن ميانه به هم زنى ... چيز را روى هم نگاه مى دارد ميله به هم متصل ميله يا سيخ ذغال به هم زنى ... اين نقطه نظر با هم دارند ... مختلف را با هم پيوند کردن نا هم پيمانى نغمه سرايان هم آهنگ نقشه اى که هم تراز زمين باشد ... ارتفاع سلول ها از هم ... مضحک با هم آميخته باشد نوک به نوک هم زدن ... نقشه را با هم جفت کرده و ... ... و جوراب سر هم و چسبان نيمه نيمه روى هم گذاشتن هر چيزى که هوا را بر هم مى زند هر قدر هم هم پاره واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24