@هم@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم مربوط به هم مربوط به هم بودن ... الوار را به هم مى چسباند مقاربت کننده با هم جنس خود ... همزمان بر روى هم ايجاد مى شود موى درهم و بر هم ميانه بر هم زدن ميانه به هم زنى ... چيز را روى هم نگاه مى دارد ميله به هم متصل ميله يا سيخ ذغال به هم زنى ... اين نقطه نظر با هم دارند ... مختلف را با هم پيوند کردن نا هم پيمانى نغمه سرايان هم آهنگ نقشه اى که هم تراز زمين باشد ... ارتفاع سلول ها از هم ... مضحک با هم آميخته باشد نوک به نوک هم زدن ... نقشه را با هم جفت کرده و ... ... و جوراب سر هم و چسبان نيمه نيمه روى هم گذاشتن هر چيزى که هوا را بر هم مى زند هر قدر هم هم پاره واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}