@هم@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم هم کار هم کانون هم کشش هم کشى پذير هم کف هم کوک کردن هم آراستگى هم آراسته کردن هم آشيانه هم آموز هم آميز هم آميزه هم آميزى هم آهنگ هم آهنگ کردن هم آهنگ کننده هم آهنگ بودن هم آهنگ سازى هم آهنگ شدن هم آهنگى هم آهنگى قسمت هاى مختلف هم آهنگى و تقارن ساختمان هم آوا هم آورد هم آورده واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24