@هم@19
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم هم جنس هم جنس کردن هم جنس باز هم جنس شدگى هم جنس شونده هم جنس و يک جور سازى هم جنسى هم جور هم جوهر هم حدود و ثغور هم خو هم خواب هم خون هم خونى هم داماد هم دانگ هم درجه کردن هم دريافت هم دست هم دهان گرى هم دهانى هم دو شکلى هم دوره هم دوش هم دوشکل واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24