@هم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم کار سر هم بندى کردن کسى که هم داراى حالات ... کلمه هم معنى ... زبانه که با هم جفت شده و ... آش درهم و بر هم آشغال روى هم ريخته آماده زاد و ولد دوتايى با هم آميزش کردن دو جنس مختلف با هم ... و به هم آميختگى طبيعى ... ... شرکت با هم براى انجام ... ابر متراکم و روى هم انباشته اتفاق آرا هم آوازى اجازه دهيد با هم آشنا شويم ! اجتماع اشخاص هم پيمان براى ... اجتماع سه ستاره با هم اجرت تنگ هم چيدن کالا از پايه به هم نزديک شده از جانوران هم تيره تخم کشيدن از حيث زمان با هم مطابق کردن از هم پاشنده از هم پاشيدگى از هم پاشيدن از هم گذراندن از هم گذشتن از هم باز کردن واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}