@هم@24
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هم هم وزن بودن هم وطن هم وقتى ... يا دوگروه مختلف با هم واژه هم ريشه وابسته به درجه دوم هم چندى وابسته به هم وابسته به هم بودن واقع شونده به طور هم زمان ورقه ورقه بين هم گذاردن وضع از هم گسيخته يکدست حروف هم شکل وهم اندازه يکى از دو قلو هاى به هم چسبيده واژه هاى شامل هم ـ (588) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24