@همان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه همان ... مى پزند و همان شکل را برمى ... از همان قرار به همان اندازه به همان نسبت درست همان عين همان ... ظاهر شده روى همان سمت بدن همان چيز همان کار همان جور همان نويسنده يکى از همان