@همه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه همه داروى همه درد دانشمند همه چيز دان در همه حال دورتر از همه ... از بالا شامل همه چيز به صورت ... زکام همه جا گير زکام همه جاگير شامل همه چيز شامل همه جزئيات شامل همه ى جزئيات علم ناخوشى هاى همه گير فروشگاهى که همه نوع جنسى ... ... خداوند در همه حال نسبت ... مرض همه گير دامها منکر همه چيز ناخوشى همه گير ناخوشى همه گير حيوانى ناخوشى همه جاگير ... لندن که همه جور کالاهاى ... ... نموده و براى همه بخواند نخود همه آش نزله وبايى يا همه جا گير همه پرسى همه چيز همه چيز خور واژه هاى شامل همه ـ (80) : 1 , 2 , 3 , 4