@همه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه همه داروى همه درد دانشمند همه چيز دان در همه حال دورتر از همه ... از بالا شامل همه چيز به صورت ... زکام همه جا گير زکام همه جاگير شامل همه چيز شامل همه جزئيات شامل همه ى جزئيات علم ناخوشى هاى همه گير فروشگاهى که همه نوع جنسى ... ... خداوند در همه حال نسبت ... مرض همه گير دامها منکر همه چيز ناخوشى همه گير ناخوشى همه گير حيوانى ناخوشى همه جاگير ... لندن که همه جور کالاهاى ... ... نموده و براى همه بخواند نخود همه آش نزله وبايى يا همه جا گير همه پرسى همه چيز همه چيز خور واژه هاى شامل همه ـ (80) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}