@هندسى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هندسى پروانه هاى هندسى گنبد متشکل از سطوح هندسى از روى قواعد هندسى کار کردن با قواعد هندسى درست کردن بدون شکل منظم هندسى تصاعد هندسى جسم هندسى شبيه به شبه کره خط هندسى شکل هندسى ... آخرين جمله يک تصاعد هندسى مکان هندسى ميانگين هندسى نقشه هندسى نمايش داده شده با خطوط هندسى نمايش هندسى وابسته به شکل ياخط هندسى