@هنر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هنر هنر بخاطر هنر هنر تئاتر هنر خط نويسى و طراحى هنر رقص هنر زنگ زدن هنر صحافى کتب هنر طراحى هنر طراحى و دکوراسيون هنر عملى هنر فروشندگى هنر فيلمبردارى هنر منبت کارى هنر نمايى واژه هاى شامل هنر ـ (38) : 1 , 2